
🇮🇷#پژوهش_ادملاوند edmolavand
📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

📚پژوهشگر اسناد خطی، تبارشناسی و فرهنگ عامه، شاعر و سخنران، مدیر پژوهش ادملاوند و آوات قلم
📲دعوت به سخنرانی و حضور در جلسات
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
📜 حکایت کهن و ضرب المثل ها در خانواده و جامعه ۱۸
ضرب المثل:
#ضربالمثل_محلی
#کردی
« ترکهئ پشت دیول »
دهل را در زبان کوردی دیول میگویند. برای نواختن دهل از دو نوع وسیله کوبنده استفاده میکنند. یکی چوب بزرگ که به شکل گرز است و نقش اصلی نواختن برروی جلوی دهل برعهده دارد. و دیگری ترکه نازک و بلندی که زیاد به چشم نمیآید و کوبنده آن را بر پشت دهل میزند در عین باریکی و کوچکی سر و صدای زیادی ایجاد میکند.
ترکه پشت دیول در فرهنگ کوردی مثلی پر کاربرد است. کنایه از افراد موذی و سخن چینی است که تقریبا پنهانی در هر کاری دخالت میکنند و در عین پنهان بودن و کوچک بودن نقش مهم و منفی در امور دارند.
کنایه از بیهودهگویی و سخنان کسانیست که با بیهودهگویی از موضوعی بیربط پشتیبانی میکنند.
وقتی به کسی میگویند « منیده ترکهئ پشت دیول » یعنی سرو صدای اضافی راه ننداز و نقش حامی را بازی نکن.
گاهی این مثل به کنایه به افراد لاغر و نحیف نیز میگویند.
@zarboolmasall
"از دور هر چی غول بیابانی است، از نزدیک پشم بیابانی."
معنی و مفهوم:
این ضربالمثل اشاره به موقعیتی دارد که چیزی یا کسی از دور،بزرگ، ترسناک و غیرقابلغلبه به نظر میرسد (مثل غول در بیابان)، اما وقتی از نزدیک بررسی میشود، پی میبریم که اصلاً ترسناک یا قدرتمند نیست و در واقع ضعیف و بیاهمیت است (پشم بیابانی). در واقع، این مثل بر توهم و اغراق در مورد خطر یا قدرت چیزی تأکید دارد.
کاربرد:
وقتی میخواهیم بگوییم که از چیزی نترسیم،زیرا آنچه به نظر میرسد نیست و ترس ما بیجهت است.
مثال:
· "فکر میکردم کنکور غول بیابانی است، اما وقتی مطالعه کردم، دیدم از دور غول بیابانی است، از نزدیک پشم بیابانی."
این ضربالمثل به زیبایی بیانگر این نکته است که بسیاری از ترسها و دشواریهای زندگی در ذهن ما بزرگنمایی میشوند و در عمل، آنقدرها که فکر میکردیم سخت نیستند.
@zarboolmasall
🗓۱۴۰۴/۹/۲۳
🌺دوســــــت خــــــوبـــــــم
🌼 آرزویـــم ایـــن اســـت ؛
🌸 ڪہ دلت خوش باشد ...
🌺نــرود لـــحــظــہاے از ...
🌼 صورتِ ماهت لبـخنـد ...
🌸نــشــــود غـــــصّــــــہ ...
🌺 ڪــمی نـزدیـڪـــــت ...
🌼 لـــحــظہهـــــایـــــت ...
🌸همہ زیبــا و قـشـــنــگ ...
🌺 از خــ❤ـــدا مےخـواه...
🌼ڪـــــــــــہ تــــــــــو را ...
🌸 ســـــــــــالـــــــــــم و ...
🌺 خوشبخت بــــــدارد ...
🌼 هـــمــہ عــــــمـــــــــر ...
🌸و نبـــاشی دلـتـــنـــگ ...
🌺 و بــــدانــــــی ڪــــہ ...
🌼ڪسی هست هـنــوز ...
🌸 ڪہ تو را یاد ڪند ...
🌹درود بر شما صبح بخیر🌹
@zarboolmasall
(از آب گلآلود ماهی گرفتن) :
این ضربالمثل بیشتر دلالت بر افراد سودجو و منفعتطلب دارد.
داستان ضرب المثل از این قرار است که:
مرد ماهیگیری، در حال ماهیگیری از رودخانهای بود. تور ماهیگیری خود را به میان جریان آب قرار داده بود.
همزمان ریسمانی را هم در آب قرار داده بود که تکه سنگی به آن وصل بود. آن ریسمان را تکان میداد و آب را گلآلود میکرد.
رهگذری او را در این حال میبیند و به ماهیگیر میگوید: این چه کاری است که میکنی؟ این آب آشامیدنی است و تو با این کار آن را آلوده میکنی و دیگر برای ما قابل استفاده نیست؟!
ماهیگیر اما در جواب میگوید: من هم مجبورم، میخواهم ماهی بگیرم که از گرسنگی نمیرم. با این کار و تکان دادن این ریسمان آب گلآلود میشود، و ماهیان راه خود را گم میکنند و در دام من گرفتار میشوند.
این ضربالمثل کنایه از افرادی است که از موقعیتی خراب و آشفته سوءاستفاده میکنند و منفعت خود را میطلبند.
@zarboolmasall
ضربالمثل «هنوز دندان در کباب نکرده، دلش پی دوغ است» داستانی شیرین دارد:
🔸 میگویند در زمانهای قدیم، در قهوهخانهها و کاروانسراها بیشتر غذای رایج کباب بود. وقتی کسی کباب میخورد، معمولاً همراهش دوغ هم میخواست تا چربی و سنگینی گوشت را پایین بیاورد.
روزی جوانی نابلد و پرادعا به قهوهخانهای رفت. هنوز لقمهی اول کباب را برنداشته بود که با صدای بلند از شاگرد قهوهچی پرسید:
«ها! پس دوغ کو؟ چرا دیر آوردی؟»
مردم قهوهخانه خندیدند و گفتند:
«آخه پسرجان! هنوز دندونت به کباب نخورده، دنبال دوغی!»
از آن روز این جمله به صورت ضربالمثل درآمد برای کسی که هنوز به اصل کار نرسیده، دنبال حاشیه و چیزهای فرعی است.
@zarboolmasall
«تهِ دیگ به دیگ میچسبه»
در یک اداره، دو همکار همیشه از بینظمی شکایت میکردند؛
یکی پروندهها را هر جا دلش میخواست میگذاشت،
آن یکی هم ایمیلها را بدون موضوع و امضا میفرستاد.
هر دو با جدیت کامل میگفتند:
«مشکل اداره، آدمهای بیدقتاند!»
مدتی نگذشت که مدیر تصمیم گرفت این دو را همگروه کند.
نتیجه شگفتانگیز بود:
پروندهها گم میشدند،
جلسهها بینتیجه میماندند
و هر کدام دقیقاً همان رفتاری را میکرد که از دیگری ایراد میگرفت.
یکی از همکاران قدیمی، در حالی که لبخند معنیداری میزد، گفت:
«تعجب نداره…
تهِ دیگ به دیگ میچسبه.»
@zarboolmasall
📗📕📘📙
👅 زبان سُست و حرفِ دُرُست!
🔘 کاربرد:
🔢 سخن ازنظر محتوا درست و حق است، اما شیوهٔ بیان آن ضعیف، خام، نسنجیده یا ناپخته است.
🔢 این عبارت معمولاً وقتی گفته میشود که:
✅ گوینده حرف حقی میزند؛
✅ اما بهدلیل بیدقتی در بیان، اثر حرفش کم میشود یا حتی نتیجهٔ معکوس میدهد.
🔢 «زبان سست، حرف درست» در واقع یک هشدار است:
🎚 درستگفتن کافی نیست؛ درستگفتن، درستگفتن میخواهد.
🎚 محتوا بدون مهارت ارتباطی، قدرت اثرگذاری ندارد.
🎚 صداقت اگر با بیملاحظگی همراه شود، میتواند آسیبزا باشد.
🔢 این تعبیر معمولاً در این فضاها شنیده میشود:
✅ نقدهای اجتماعی یا سیاسی
✅ نصیحتهای تند و بیمحابا
✅ حرفهای صریح اما بیادبانه
✅ گفتوگوهایی که نیت خیر دارند اما اجرا بد است.
🔢 تفاوتش با «زبان قوی و حرف غلط»
حرف درست + زبان سست حقیقت دیده نمیشود.
حرف غلط + زبان قوی ممکن است باورپذیر شود.
🤔 به همین دلیل، این عبارت معمولاً نقدی جدی به ضعف بیان است، نه انکارِ حقیقت سخن.
@zarboolmasall
(جنگل مولا) :
هر محلی که بی نظم و ترتیب و توام با هیاهو و جنجال و زدوخورد و درگیری باشد اصطلاحا" به جنگل مولا و یا جنگل مولی تعبیر میشود .
بعضی از ظرفا ونکته سنجان این تعبیر مثلی را در رابطه با جهان و آنچه در آن هست نیز به کار می برند و با توجه به نابسامانیها و بی قاعدگیها ومالاً درگیریهایی که غالبا" در میان ملل و جوامع دنیا حکمفرما باشد از باب تعریض و کنایه می گویند :" دنیا جنگل مولاست " یعنی قانون و ضابطه در آن وجود ندارد و معیار وامیال نظام جهانی براساس هوی وهوس و خودکامگی اقویا و زورمندان است نه براصول و موازین عدالت و انصاف و برابری و برادری .
اکنون می بینیم جنگل مولا کجاست وچه عاملی موجب شده است که این جنگل معروف و مبین بی قانونی و بی قاعدگی گردد.
جوگی رامپورا شهر کوچکی است در شمال شهر لکنهو در هندوستان که در شمال این شهر جنگل انبوه ومتراکمی وجود دارد .
بدیهی است در این جنگل همچون جنگلهای دیگر حیوانات وحشی وغیر اهلی از هر نوع زندگی می کنند و قانون جنگل به تمام معنی در آن حکمفرما می باشد .
اما واقعه ای که موجب گردید این جنگل به جنگل مولا موسوم گردد این است که : سالی در این جنگل کم آبی و خشکسالی رخ داد و سکنه آبادیهای آن و همچنین حیوانات اهلی و وحشی از کثرت عطش و تشنگی به جان آمده صدها انسان و حیوان از شدت و حدت گرما وبی آبی تلف شدند .
این مطلب هم ناگفته نماند که در این جنگل دراویش مسلمان هم زندگی می کردند که البته کارشان ریاضت وچله نشینی بود .
پیداست این دراویش هم از فرط تشنگی می سوختند و جز شکر و شکیبایی و مددخواهی از مولای متقیان (ع) چاره و علاجی نداشتند تا اینکه روزی ، به طوری که اهالی منطقه می گویند و به آن اعتقاد دارند ، یکی از دراویش صدای سم اسبی را شنید که به سوی او می آید وچون نزدیک شد سمش را بر زمین زد وخود ناپدید شد .
درویش موصوف با دیدگان حیرت زده مشاهده کرد که چشمه ای از محل سم اسب جوشید و آب زلال وخوشگواری از آن جاری گردید که انسان و حیوان از آن نوشیدند و سیراب گردیدند .
این اسب به عقیده دراویش آن جنگل همان اسب مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب(ع) بود که جان سکنه آن جنگل را از بی آبی نجات بخشید و به پاس و افتخار این واقعه و این چشمه که هنوز در این جنگل می جوشد و جریان دارد جنگل مزبور را جنگل مولا نامیده اند که غرض از مولا همان امام اول شیعیان است و همه ساله بالغ بر یک صد هزار نفر از مسلمانان هندوستان در ایامی مخصوص به آن جنگل می آیند و در پیرامون آن چشمه به زیارت و عبادت میپردازند .
@zarboolmasall
ضرب المثل های زیبا درباره ازدواج از سراسر دنیا :
هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.
(ضرب المثل آلمانی)
مردی كه به خاطر”پول” زن می گیرد، به نوكری می رود.
(ضرب المثل فرانسوی)
لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست.
(ضرب المثل چینی)
زنی سعادتمند است كه مطیع ”شوهر” باشد.
(ضرب المثل یونانی)
زن عاقل با داماد ”بی پول” خوب می سازد.
(ضرب المثل انگلیسی)
زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است.
(ضرب المثل انگلیسی)
زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند.
(ضرب المثل آلمانی)
داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت.
(ضرب المثل لهستانی)
دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد.
(ضرب المثل ایتالیایی)
داماد كه نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.
(ضرب المثل فرانسوی)
دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر.
(ضرب المثل ایتالیایی)
در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن.
(ضرب المثل آذربایجانی)
برای یافتن زن می ارزد كه یک كفش بیشتر پاره كنی.
(ضرب المثل چینی)
تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن.
(ضرب المثل چینی)
اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر.
(ضرب المثل اسپانیایی)
اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار.
(ضرب المثل تركی)
ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود.
(ماری آمپر)
ازدواج مثل یک هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد.
(ضرب المثل اسپانیایی)
ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.
(ضرب المثل فرانسوی)
ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است.
(سقراط)
ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود.
(بورنز)
ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود.
(رولاند)
ازدواج همیشه به عشق پایان داده است.
(ناپلئون)
اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است.
(محمد حجازی)
انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم.
(خانم پرل باک)
با زنی ازدواج كنید كه اگر ”مرد” بود، بهترین دوست شما می شد.
(بردون)
با همسر خود مثل یک كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید.
(سونی اسمارت)
برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید ”كر” باشد و زن ”لال”.
(سروانتس)
ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ”شجاعت” می خواهد.
(كریستین)
تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند.
(اسمایلز)
پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید.
(فرانكلین)
خانه بدون زن، گورستان است.
(بالزاک)
تنها علاج عشق، ازدواج است.
(آرت بوخوالد)
ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” می شوند و اگر ”بد” شد هر دو می میرند.
(سعید نفیسی)
ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل!
(تن)
شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن.
(سیریوس)
عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق.
(بالزاک)
قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم.
(لرد لوچستر)
مردانی كه می كوشند زن ها را درک كنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند.
(بن بیكر)
با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش.
(سینكالویس)
خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید.
(پاستور
ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید.
(سقراط)
قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن.
(یكی از دانشمندان لهستانی)
مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد.
(كارول بیكر)
من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم.
(آگاتا كریستی)
هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها كمتر خواهد شد.
(ولتر)
هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند!
@zarboolmasall
《هنوز زرده را بالا نکشیده قدقد میکند》:
در گذشته مردی جوان با مادرش زندگی میکرد. جوان هرگز به فکر زندگی و آیندهاش نبود و همین امر مادر را نگران میکرد طوری که هرروز با دیدن پسرش به وی پند میداد و از او میخواست به دنبال کاری برود و درآمدی داشته باشد بلکه بتواند از این راه زندگیاش را بگذراند و همسری برگزیند، اما پسر به حرفهای مادرش اهمیت نمیداد.
مدتها گذشت تا اینکه سرانجام مرد جوان دل به دختر همسایه بست و از مادرش خواست به خواستگاری وی بروند.
مادرش به او گفت تو که هیچ شغل و درآمدی نداری چگونه میخواهی یک زندگی را بچرخانی؟ اما حرفهای مادر فایدهای نداشت و مرد جوان با اصرار مادرش را راضی کرد که به خواستگاری آن دختر بروند. وقتی پدر دختر فهمید که آن جوان که به خواستگاری دخترش آمده بی کار است و هیچ اندوختهای ندارد به او جواب منفی داد و آنها را از خانهاش بیرون کرد، اما باز هم در جوان هیچ دگرگونی ایجاد نشد.
تا اینکه روزی از روزها شخصی به مرد جوان خبر داد که عموی او سخت بیمار است و او باید به بالین وی برود، جوان به همراه مادرش به خانهی عموی پیرش رفتند. عموی مرد جوان سال ها پیش زن و فرزندش را از دست داده و اکنون تنها بود و وارثی نداشت. جوان که عمویش را در آن حال دید اندوهگین شد.
عمو وقتی جوان را دید لبخندی زد و به او گفت:«خودت میدانی که من وارثی ندارم و بعد از من هر آن چه که دارم به تو خواهد رسید.اکنون به سراغ صندوقچه ای که در گوشه ی اتاق است برو و هرآنچه درون آن است برای خودت بردار».
جوان که چنین شنید با شتاب به سمت صندوقچه رفت و پیش از آنکه در ان را بگشاید سروصدای حاضران او را نزد عمویش کشاند اما دیگر دیر شده بود زیرا وی جان به جان آفرین تسلیم کرده بود. چند روز بعد از مراسم خاکسپاری، جوان دوباره به سراغ صندوقچه رفت و وقتی در آن را گشود، داخل آن گوهرهای گرانقیمتی را دید پس بلافاصله آنها را نزد مادرش برد و رو به او کرد .
گفت:« دیگر روزهای سخت زندگی به پایان رسیده و تو باید به داشتن پسری چون من افتخار کنی».
مادر که چنین شنید گفت:« اما پسرم تو که برای به دست آوردن این مال و اموال زحمتی نکشیدهای تا من به تو افتخار کنم. اینها همه حاصل دسترنج عموی خدا بیامرزت است که پس از او به تو رسیده است».
جوان چهرهای در هم کشید و در گوشهای نشست، مادر که دانست پسرش از سخنان وی ناراحت شده نزد پسرش رفت و گفت:«اکنون بهتر است با این سرمایه کاری برای خودت دست و پا کنی و به سراغ دختر دلخواهت بروی و بی شک اگر چنین کنی پدر دختر نیز راضی خواهد شد و دخترش را به تو خواهد داد».
جوان که همراه مادرش در حیاط ایستاده بودند و سخن میگفتند خندهای بلند سر داد و گفت: «نه مادرجان، من دیگر این دختر را نمیخواهم زیرا این خانواده در حد و اندازهای نیست که ما با آنها پیوندی داشته باشیم، ما اکنون ثروت بسیاری داریم و باید با بزرگان نشست و برخاست کنیم».
اتفاقا" در این میان پدر دختر که در بالای بام خانه ایستاده بود سخنان پسر جوان را شنید و بسیار خشمگین شد و به همین سبب رو به همسرش که در کنارش ایستاده بود کرد و با صدای بلند گفت:
«یارو هنوز زرده را بالا نکشیده قدقد میکند، ببین اگر زرده را بالا بکشد چه خواهد کرد».
@zarboolmasall
#ضربالمثل_محلی
#مازندرانی
❇️ گت که شونِه دارِ سر، وَچه شونه خالِ سَر.
🔸معنا: هنگامی که افراد بزرگ روی درخت بروند، کوچکترها روی شاخه های کوچک درخت می روند.
🔸مفهوم: هنگامی که بزرگترها مرتکب کار بدی می شوند، کوچکترها جرأت پیدا می کنند.
@zarboolmasall
ســــــلام 🌼
صبحتون بخیر
روزی بی نظیر 🌸
صبحی دلنشین
آرامشی عمیق 🌺
لطف همیشگی خـدا
لبخندی از سرخوشبختی🌼
آرزوی همیشگی ام بـرای شما🌸
صبح قشنگ تون بخیر و نیکی
@zarboolmasall
برای ضربالمثل «خمیرمایهاش خوب است» (یعنی ذات و سرشت نیکو دارد)، میتوان این معادل مفهومی در قرآن را آورد:
«وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ»
(سورهٔ نور، آیهٔ ۲۶)
مفهوم:
پاکان شایستهٔ پاکیاند و نیکی از نهادِ نیک برمیخیزد؛ یعنی اگر ریشه و سرشت انسان سالم باشد، رفتار و سرانجامش نیز نیک خواهد بود.
از نظر معنایی، این آیه دقیقاً به همان نکتهای اشاره میکند که در ضربالمثل میگوییم: اگر خمیرمایه خوب باشد، حاصل هم خوب از کار درمیآید.
@zarboolmasall
#ضربالمثل_محلی
#مازندرانی
🔰"تاريكِ جا نيشْتِه، روشنايی رِ پِنِه"
🔸معنی
در تاريكی ايستاده و جای روشن را زير نظر دارد.
🔸مفهوم
در سايهها حركت میكند و با سياست كارش را پيش میبرد.
@zarboolmasall
(بازی اشکنک داره سر شکستنک داره یعنی چه؟):
معنی ضربالمثل :
۱. یعنی در بازی و شوخی کردنها گاهی آسیبهایی به انسان وارد میشود که از قبل باید آمادهی رو به رو شدن با آن باشد.
۲. اشکنک یا اشکلک به معنای آسیب و صدمه وارد شدن است. به این مطلب اشاره دارد که بازی و هیجان خالی از صدمه دیدن نیست.
۳. این ضرب المثل را زمانی به کار میبرند که شخصی از آسیبهایی که در بازی کردن به او وارد شده عصبانی است و شکایت میکند. کسانی که این مَثل را به او میگویند قصدشان اینست که به او بفهمانند که خاصیت بازی همین است. بازی بدون صدمه دیدن نیست.
( البته بازی ای که عاقلانه و به دور از هیجانات افراطی انجام شود قطعا" آسیب جدیای در آن به کسی وارد نمیشود وگرنه آسیبهای جزئی در هر بازیای اتفاق میافتد.)
۴. یعنی انسان در هر حرفهای که پا میگذارد باید به شرایط آنجا و موضوعاتی که او را تهدید میکند آگاهی داشته باشد.
۵. بر این مطلب اشاره دارد که اگر کسی اقتضائات اموری را دانست و به ضرر یا سود آن پی برد نباید از ضرری که به او وارد میشود شکایت کند.
@zarboolmasall
#ضربالمثل_ملل
#انگلیسی
برای ضربالمثل سوم «مرغ از قفس پرید»، چند معادل رایج در ضربالمثلها و اصطلاحات انگلیسی داریم:
The bird has flown
دقیقترین معادل؛ یعنی فرصت یا شخص از دست رفته و دیگر دسترسی ممکن نیست.
The opportunity slipped away
رسمیتر؛ تأکید بر از دست رفتن فرصت.
That ship has sailed
یعنی زمانش گذشته و دیگر کاری نمیشود کرد.
Missed the boat
یعنی فرصت را از دست دادهای.
@zarboolmasall
#ضربالمثل_ملل
#چینی
«塞翁失马,焉知非福»
چه کسی میداند از دست دادن اسبِ پیرمرد مرزی، بدبختی است یا خوشبختی؟
📌 معنی و مفهوم:
این ضربالمثل میگوید قضاوت عجولانه درباره اتفاقات درست نیست. گاهی چیزی که امروز آن را شکست یا بدشانسی میدانیم، در آینده به نفع ما تمام میشود؛ همانطور که برخی موفقیتها ممکن است بعدها پیامدهای ناخوشایند داشته باشند.
🖋 پیام کاربردی:
در فراز و نشیبهای زندگی، صبر و نگاه بلندمدت مهمتر از قضاوت لحظهای است. زمان، چهرهٔ واقعی رویدادها را آشکار میکند.
@zarboolmasall
برای ضربالمثل «خیالپردازی بیعمل، سراب است»
معادلِ مضمونی در نهجالبلاغه این کلام از امام علی(ع) بسیار نزدیک است:
> «مَن قَصَّرَ بِهِ العَمَلُ لَم يُسرِع بِهِ الأَمَلُ»
(نهجالبلاغه، حکمت ۲۳)
ترجمه:
کسی که عملش کوتاه و ناقص باشد، آرزو و امیدش او را به جایی نمیرساند.
ارتباط با ضربالمثل:
همانطور که خیالپردازیِ بدون عمل سراب است، در این کلام هم تأکید میشود که امید و خیال، بدون تلاش و عمل، انسان را به مقصد نمیرساند.
@zarboolmasall
《دو قرص کردن》:
دو قرص کردن عبارت از خرده کاریهایی است که برای پیش بردن مقصود معمول دارند. یک مورد استعمال دیگر این عبارت مثلی هم موردی است که قرار داد قبلی را به خاطر بیاورند مانند: در میان دعوا نرخ تعیین کردن.
به طوری که ملاحظه شد اصطلاح دو قرص کردن در واقع پس از اقدامات اولیه به منظور تأیید به عمل میآید تا محل تردید و ابهامی برای طرف مقابل باقی نگذارد.
قبلاً باید دانست که ریشهی این اصطلاح از فعل دو از مصدر دویدن نیست بلکه آن را دربازی نزد باید جستجو کرد که فی الجمله شرح داده میشود.
بازی نرد فقط دو نفر بازیکن دارد که در مقابل یکدیگر مینشینند و هر کدام پانزده مهره در اختیار دارند و با ریختن طاس که از یک تا شش نقطه در شش گوشهی آن نقش شده است مهرههای خود را به جلو میرانند و مهرهی حریف را چنانچه به صورت طاق در سر راه قرار گیرد میزنند و پیش میروند تا به شش خانهی آخر برسند.
نتیجهی بازی نرد این است که هر یک از دو حریف که توانست مهرههایش را زودتر به شش خانهی آخر برساند و بردارد برنده است و دیگری بازنده شناخته میشود.
بازی نرد بر چند نوع است که دو نوع آن بیشتر معمول و متداول میباشد.
نوع اول بدین ترتیب است که دو حریف برای پنج دست شرط میبندند و هر کدام زودتر توانست پنج مرتبه ببرد شرط را برده است.
در این نوع بازی اگر حریف پنج مرتبهی متوالی- یعنی پنج بر هیچ ببرد- که آن را اصطلاحاً مارس گویند شرط بازی را هر مبلغ باشد دو برابر میگیرد مگر آنکه قبلاً قرار بگذارند که مارس نداشته باشند.
نوع دوم آنکه دو حریف برای هر دست برد و باخت مبلغی شرط میبندند و هر کس زودتر مهرهها را جمع کند برنده شناخته میشود. در این نوع بازی که بیشتر اختصاص به نرادهای حرفهای دارد غالباً با گرفتن حق دو بازی میکنند.
منظور از بازی کردن با حق دو این است که در خلال بازی چنانچه یکی از طرفین احساس برد و موفقیت کند به حریف میگوید دو. یعنی شرط و مبلغ بازی دو برابر شود.
اگر طرف مقابل قبول کرد میگوید بدو یعنی با دو برابر موافقم و بازی را ادامه میدهد، در غیر این صورت با گفتن کلمهی ندو بازی ختم میشود و همان مبلغ شرط بندی را میبازد و در وقت و زمان بازی بدین وسیله صرفه جویی میشود.
با این توصیف به طوری که ملاحظه میشود کلمهی دو در بازی تخته نرد عبارت از دو برابر کردن شرط بندی است به این معنی که حریف برای پیش بردن مقصود دو قرص میکند تا چنانچه برنده شد دو برابر بگیرد.
دو قرص کردن، اصطلاح بازی نرد و تخته بازی است ولی چون بازیکنان حرفهای و غیر حرفهای این اصطلاح را در موقع بازی چند بار متقابلاً به کار میبرند رفته رفته معانی و مفاهیم مجازی پیدا کرد و از آن به منظور استحکام عمل و به یاد آوردن قول و قرار قبلی استشهاد و تمثیل میکنند فی المثل میگویند:"فلانی دو قرص میکند." یعنی در انجام مقصود خویش زمینه سازی و محکم کاری میکند.
=========================
۱. به طوری که شاهنامهی فردوسی و نفایس الفنون آمده در قرون قدیمه نرد بر خلاف روش امروزه با سه طاس (کعبتین) بازی میشده است.
۲. بعضیها کلمهی دو را مخفف داو میدانند که کلمهی داوطلب نیز از آن مشتق شده است.
@zarboolmasall
گور ندارد که کفن داشته باشد
معنی:
به کسی گفته میشود که آنقدر بیچیز و درمانده است که حتی ابتداییترین امکانات را هم ندارد؛ یا دربارهٔ کاری که هنوز اصل و پایهای ندارد ولی توقع امکانات و تشریفات از آن میرود.
کاربرد:
وقتی کسی هنوز شرایط اولیه فراهم نیست اما انتظار امکانات جانبی یا تجملات دارد.
مثال در جمله:
«نه سرمایهای داریم، نه جا و مکان؛ گور ندارد که کفن داشته باشد، بعد حرف از توسعه میزنند!»
@zarboolmasall
🟨نکته:
📍انتشار مطالب و اخبار تحلیلی و پژوهشی سایر رسانههای داخلی و خارجی لزوماً به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفاً جهت اطلاع کاربران از فضای رسانهای منتشر میشود.
📝در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.
📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.
🔴 به منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.
⚠️معرفی اشخاص، به معنای تایید یا تبلیغ آنان نیست و هدف ما صرفا پژوهشی می باشد.
🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.
⚠️تمامی آثار [صوت، فیلم، نمایه، اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
@edmolavand
📲۰۹۱۱۲۲۰۵۳۹۱
📡✦࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─